أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

116

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

بدين ترتيب جلسات و اجتماعات براى روشن كردن جهت‌گيرى كه اين حركت بايد داشته باشد برپا شد . عقيدهء عايشه آن بود كه به مدينه روند و قاتلان عثمان را بكشند . طلحه و زبير بر اين باور بودند كه همراه سپاه به بصره رفته در آنجا بنيهء خود را با امكانات آن جا تقويت كنند . در نهايت عايشه تسليم اين عقيده شده ، نداى خروج به سمت بصره را سر دادند . اين سپاه با سه هزار نفر مرد در حالى كه در ميان آنان عايشه سوار بر هودجى روى شترى نيرومند بود ، عازم عراق شدند . « 1 » [ و نتيجهء آن ، ماجراى جنگ جمل بود كه تأثير منفى فراوانى روى جامعهء اسلامى گذاشت ] . « 2 » واليان مكه با تسليم شدن اصحاب جمل ، مكه و حجاز و ديگر شهرها در اختيار امام على عليه السلام قرار گرفت . تنها مىبايست شام را مستثنى كرد كه به آن اشاره خواهيم كرد . على عليه السلام در رأس سپاهش در كوفه اقامت گزيد و ابوقتاده انصارى را به اميرى مكه منصوب كرد . اندكى بعد او را عزل كرده ، مكه را به دست قُثَم بن عباس سپرد . « 3 » قثم از مردان قريش و هاشمى بود كه در مكه خالصانه براى امام على عليه السلام تلاش كرد و با مردم كه همسايگان خداوند بودند به نيكى رفتار كرد . او اموال زيادى را براى اصلاح امور در مكه به كار گرفت كه بعد از اين به آن خواهيم پرداخت . على عليه السلام در طول خلافتش نتوانست حج به جاى آورد ، چرا كه درگير جنگ‌ها بود . در سال 37 عبدالله بن عباس و در سال 39 قثم بن عباس امير الحاج بودند .

--> ( 1 ) . كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 206 ( 2 ) . جملهء اخير از ماست . مؤلف در اينجا بر خلاف قرار اول كه متعهد شده بود اخبار مكه را بگويد ، بحث را ضمن چند صفحه دربارهء جنگ جمل ادامه داده است . بنابراين ، به دليل آن كه ارتباطى با بحث اصلى كتاب نداشت ، و به علاوه ديدگاه‌هايى مطرح شده بود كه نياز به نقد داشت ، حذف شد . طالبين مىتوانند به متن عربى مراجعه فرمايند . مقدار حذف شده دو صفحه است . « ج » ( 3 ) . شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 165 .